تلفن تماس :

91300385 - 021

  1. صفحه اصلی
  2. /
  3. وبلاگ
  4. /
  5. طراحی گرافیک
  6. /
  7. 5 اشتباه رایج در...
5 اشتباه رایج در طراحی وب‌سایت که کسب‌وکار شما رو نابود می‌کند

5 اشتباه رایج در طراحی وب‌سایت که کسب‌وکار شما رو نابود می‌کند

مقدمه: چرا این اشتباهات مرگبارن؟

احتمالاً پیش خودت می‌گی «بابا یه سری نکته طراحی وب دیگه! مگه چقدر مهمن؟» اما بذار همین اول کار روشنت کنم: تو دنیای امروز، وب‌سایت مثل ویترین مغازه‌ست. اصلاً بیا یه مثالی بزنیم؛ فرض کن از یه پاساژ بزرگ رد می‌شی. کلی مغازه‌ لوکس دوروبرت هست که با یه دکوری شیک ازت دلبری می‌کنن. بعد می‌رسی به یه مغازه که کرکره‌ش کجه، رنگ در و دیوار ریخته، نورش کم و تابلوی سردر هم با ماژیک نوشته شده! به نظرت وارد اون مغازه می‌شی؟ قطعاً نه. حالا داستان وب‌سایت هم همینه. اگه سایتت داغون باشه، کاربرها یا مشتری‌ها ترجیح می‌دن برن سراغ یه سایت شیک و تر و تمیز که براشون ارزش قائل شده. همینه که می‌گم این اشتباهات و ریزه‌کاری‌های طراحی، می‌تونه واقعاً سرنوشت یه کسب‌وکار رو رقم بزنه.

از طرفی، وب‌سایت فقط یه صفحه ساده نیست. ترکیبی از طراحی گرافیک، تجربه کاربری، محتوا، سرعت، امنیت، سازگاری با موبایل و کلی چیز دیگه‌ست. وقتی صحبت از «اشتباهات رایج» می‌کنیم، دقیقاً یعنی اون نقاط تاریک و سیاهچاله‌هایی که هرکسی ممکنه توش گیر بیفته و تا بیاد بفهمه چه بلایی سر کسب‌وکارش اومده، دیگه کار از کار گذشته باشه. با من گورگی همراه باش که می‌خوام برات دسته‌بندی کنم، راهکار بدم و البته حسابی هم بخندونمت.

اشتباه اول : سایتت شبیه نقاشی بچت رو یخچاله

1.1. چرا ظاهر سایت این‌قدر مهمه؟

از قدیم گفتن «عشق در نگاه اول شکل می‌گیره»، توی وب‌سایت هم دقیقاً همینه. یه بازدیدکننده (یا حالا مشتری بالقوه) توی همون چند ثانیه اول تصمیم می‌گیره که تو رو دوست داشته باشه یا نه. اصلاً می‌شینه و شروع می‌کنه به تصور اینکه پشت این سایت چه آدمایی هستن؟ سایتت خیلی شلوغ‌پلوغه؟ پس حتماً این تیم، یه مشت آدم گیج و آشفته‌ان که هیچ برنامه‌ای ندارن! رنگ‌بندیش داغونه؟ احتمالاً سلیقه بصری و حرفه‌ای چندانی وجود نداره! فونت‌ها شبیه روزنامه‌های دهه 50ه؟ شاید داری از ابزارهای قدیمی یا روش‌های ازمدافتاده استفاده می‌کنی!

اهمیت ظاهر سایت

پس همون‌طور که نمی‌خوای وقتی مهمون میاد خونت، کفش و لباس و خوراکی‌ها وسط پذیرایی پخش باشن، نباید بذاری یه بازدیدکننده با یه هیر و ویر عجیبی مواجه بشه. سایت مرتب و قشنگ چشم کاربر رو نوازش می‌ده و نشون می‌ده که یه تیم حرفه‌ای پشته کاره. این یعنی اعتماد، و اعتماد هم یعنی پول، فروش، معروفیت یا هرچی که دنبالش باشی.

1.2. رنگ‌بندی شلم‌شوربا و تاثیرش

آقا یا خانم محترم! خداییش اگه یادت باشه، تو بچگی وقتی می‌خواستیم نقاشی بکشیم، یه بسته مداد رنگی 12تایی داشتیم که همشو سعی می‌کردیم یه جا استفاده کنیم. نتیجه کار هم یه اثر هنری می‌شد که مامان‌هامون می‌چسبوندن روی یخچال و ما کلی ذوق می‌کردیم! حالا اون موقع خوب بود؛ ما بچه بودیم، مامان و بابا هم خوشحال می‌شدن. ولی وقتی تو قراره سایت بزنی و یه کسب‌وکار حرفه‌ای داشته باشی، باید یادت باشه که «هر رنگی رو نباید یجا چپوند».
سایت‌هایی هست که رنگ پس‌زمینه، قرمزه؛ متن، زرده؛ تیتر، فسفریه و لینک‌ها درخشان آبی‌ـنئونی! همچین سایتی انگار اومده تو خیابون سر و صدا راه بندازه و با تیپ زده بیرون که همه رو انگشت به دهن کنه. نتیجه؟ چشم کاربر درد می‌گیره، اعصابش خرد می‌شه و سریع سایت رو می‌بنده و می‌ره. تو یه سایت خوب معمولاً یکی دو رنگ اصلی داری که اون رو با چند رنگ فرعی ست می‌کنی. همه این‌ها طبق قاعده و اصول روانشناسی رنگ انجام می‌شه. مثلاً رنگ قرمز حس هیجان و انرژی می‌ده، رنگ آبی القای اعتماد می‌کنه، رنگ سبز حس طبیعت و تازگی و … . پس بهتره یه طراح گرافیک خوش‌سلیقه دست به کار بشه، نه اینکه هر کسی از راه رسید بگه «من خودم چشم و چار دارم، رنگ انتخاب می‌کنم!»

1.3. فونت و تایپوگرافی: از دهه 80 تا امروز

یه خاطره بامزه بگم. یه بار رفته بودم سایت یه شرکت مهندسی. فونتش تیتر با سایز 14 بود، رنگش نارنجی فسفری و بین خطوط هم چسبیده به هم. انگار یه منشی کلافه، ساعت 4 صبح پشت سیستم در نور کم، این سایت رو طراحی کرده بود! خوندن یه خطش جگر می‌خواست. بعد جالب اینجا بود که جای اینکه از فاصله مناسب بین خطوط استفاده کنه، یه متن یک‌تیکه بود که وقتی می‌خوندی انگار داری سرود ملی رو با سرعت 2 برابر گوش می‌کنی!

در انتخاب فونت سعی کن خوانایی فدای زیبایی نشه. فونت ایران‌سنس، وزیر، یا فونت‌های استاندارد انگلیسی مثل Roboto، Open Sans، Arial و امثال اینا می‌تونن گزینه‌های خوبی باشن. سایز فونت هم معمولاً جوری باشه که کاربر راحت بخونه. نه انقدر بزرگ که انگار داری پلاکارد می‌زنی، نه انقدر کوچیک که یه عینک‌فروشی بهت بدهکار بشه!

1.4. تصاویر: باکیفیت یا بی‌کیفیت؟

احتمالاً برات پیش اومده که وارد یه سایتی بشی و یه عکس زوم شده می‌بینی که پیکسل‌هاش تا کُرات منظومه شمسی قابل مشاهده‌ست. خب برادر من، خواهر من، یه عکس درست‌حسابی بذار! مگه الان دوره حجمه؟ کلی سایت و ابزار هست که عکس‌های باکیفیت رایگان می‌دن. تازه اگه عکس اختصاصی می‌خوای، با دوربین موبایلت هم که شده، با نور مناسب و یه ترکیب‌بندی قشنگ عکس بگیر. تو دوره‌ای که حتی گوشی‌های میان‌رده دوربین‌های خوبی دارن، واقعاً گناه کبیره‌ست که یه عکس ماتِ بی‌کیفیت رو تو سایت رسمی کسب‌وکارت بذاری.

1.5. مینیمال‌گرایی در طراحی

بعضیا فکر می‌کنن مینیمال یعنی «همه چی رو حذف کن تا چیزی نمونه!» نه عزیز من. مینیمال یعنی «کاهش عناصر اضافه و تمرکز رو اصل مطلب». معمولاً سایت‌هایی که مینیمال هستن، تکلیفشون با کاربر روشنه: سریع می‌فهمی کجا کلیک کنی، چی رو بخونی، چه محصولی بخری، چه خدماتی بگیری و غیره. در ضمن در بهترین حالت، مینیمال بودن استرست رو کم می‌کنه. چون دیدن ده‌ها باکس و تبلیغ و بنر چسبیده به هم، مغزت رو به هم می‌ریزه و تمرکزت رو بهم می‌زنه.

1.6. چطوری حلش کنیم؟

اشتباه دوم: سرعت لود سایتت از حلزون سبقت گرفته، ولی برعکس!

پایین بودن سرعت وب سایت یکی از اشتباهات مهلک در طراحی سایت است.

2.1. چرا سرعت مهمه؟

وقت طلاست، مخصوصاً واسه یه کاربر اینترنت. طبق تحقیقات، اگه یه صفحه وب بیشتر از 3 ثانیه طول بکشه تا باز بشه، نرخ پرش (Bounce Rate) وحشتناک بالا می‌ره. همون سه ثانیه طلایی رو از دست بدی، رقیبت با دست فرمون 180 تا وارد می‌شه و مشتری رو می‌قاپه. می‌دونی کاربر چی می‌گه؟ «عجب سایتیه، هنوز لود نشد؟ من رفتم!» و با یه کلیک سایت رو می‌بنده. تازه، سرعت لود پایین نه‌تنها برای تجربه کاربری مضره، بلکه تو سئو هم بهت ضرر می‌زنه. گوگل دیگه نمیاد سایتی که کند باشه رو به صدر نتایج برسونه!

2.2. عوامل کند شدن سایت

  • عکس‌های حجیم و بدون فشرده‌سازی: وقتی یه عکس 5 مگابایتی از طبیعت زیبای شمال می‌ذاری روی صفحه اصلی، انتظار داری کاربر روی دیال‌آپ 128 کیلوبیت بتونه سایتت رو درست ببینه؟ شاید فکر کنی مگه کسی الان دیال‌آپ داره؟ اما فراموش نکن سرعت اینترنت همه‌جا یکسان نیست، و حتی با اینترنت‌های پرسرعت هم بیشتر مردم حوصله صبر ندارن.
  • سرور و هاست ضعیف: یه هاست ارزون قیمت از یه شرکت ناشناخته بخری، انتظار داری سرعت نور بهت بده؟ قطعاً نه. اونا هم سرورهای شلوغی دارن که از هر پنج نفر، چهار نفر شاکی‌ان!
  • کدنویسی غیربهینه: اگه کدهای HTML، CSS یا جاوااسکریپتت شلوغ باشن یا بهینه نشده باشن، فایل‌های سنگین و درخواست‌های (Requests) زیادی به سرور فرستاده می‌شه و سرعتت میاد پایین.
  • استفاده از افزونه‌های اضافی: بعضی وردپرسی‌ها 70 تا پلاگین نصب می‌کنن که شاید 10 تاشم فعال نباشه، بقیه‌اشم فقط دارن سیستم رو خسته می‌کنن.

2.3. تجربه واقعی از سایت کند

یه چیز که خودم تجربه اش کردم. یه روز خواستم از یه فروشگاه اینترنتی کفش بخرم. صفحه اصلیش باز شد و عکس‌های جینگولی کفشاشون منو جذب کرد. گفتم برم یه سرکی بکشم. در حالی که می‌رفتم بخش دسته‌بندی کفش‌ها، 8 ثانیه طول کشید تا لود شه. گفتم شاید عکس‌ها بالاست. رفتم بخش بعدی، 10 ثانیه. هی می‌رفتم، هی معطل می‌شدم. آخرش خسته شدم، رفتم تو گوگل یه فروشگاه دیگه پیدا کردم و سفارش دادم. اون فروشگاه اول اگه روزی چند تا اینجوری از دست بده، خب دیگه چطور می‌خواد ادامه بده؟ انصافاً سرعت سایت، خط قرمزه.

2.4. چطور حلش کنیم؟

اشتباه سوم: پیدا کردن دکمه "تماس با ما" مثل پیدا کردن سوزن تو انبار کاهه

3.1. اهمیت فراخوانی به عمل (CTA)

تو بازار کسب‌وکار، اکثر وقتا می‌خوای کاربر باهات ارتباط بگیره، محصولی بخره، فرم ثبت‌نام پر کنه یا هر حرکت دیگه‌ای که به نفع تو و خودش باشه. حالا اگه این دکمه‌ها و لینک‌های راهنمایی رو قایم کنی، کاربر می‌گه «نه بابا، من که وقت نذارم بگردم دکمه‌ها کجا قایم شدن! خدافظ!» بازدیدکننده بیچاره قرار نیست با ذره‌بین بره همه گوشه‌کنار سایت رو بگرده که شاید بتونه یه فرم یا یه راه تماس پیدا کنه. اون باید خیلی واضح و شفاف ببینه که از کجا باهات تعامل کنه.

3.2. مکان‌یابی دکمه‌های مهم

فوت و فن طراحی سایت می‌گه: مهم‌ترین دکمه‌ها باید در دسترس‌ترین جا باشن. معمولاً گوشه بالا سمت راست، یا میانه نوار منو، یا فوتر با رنگ و جلوه خاص. مثلاً اگه هدفت اینه کاربرا زنگ بزنن، یه دکمه «تماس بگیرید» بالای صفحه بذار. اگه دوست داری اول ایمیل بزنن، یه بخش مجزا مشخص کن با برچسب «پرسش دارید؟ ایمیل بزنید». اگه می‌خوای فرم سفارش پر کنن، یه دکمه بزرگ و جذاب بذار با نوشته‌ای که تحریک‌کننده باشه مثل «همین حالا سفارش بدید» یا «همین الان تماس بگیرید»!

3.3. رنگ و اندازه CTA

اگه تا حالا دیده باشی، توی سایت‌های حرفه‌ای این دکمه‌ها رو با یه رنگ مخالف پس‌زمینه یا مکمل رنگ اصلی سایت نشون می‌دن. مثلاً اگه تم اصلی سایتت آبی روشنه، CTA رو می‌شه نارنجی یا زرد گذاشت تا سریع تو چشم بیاد. اندازه متن هم معمولاً یکم بزرگ‌تر از متن‌های دیگه‌ست که متمایز بشه. خلاصه نباید این‌قدر محو باشه که پیدا نشه، و نه اونقدر گنده باشه که انگار یه تابلو تبلیغاتی 20 متری زدی وسط بزرگراه!

3.4. منوهای ساده و در دسترس

سایت بعضیا رو که باز می‌کنی، اصلاً متوجه نمی‌شی منوی اصلی کجاست و از کدوم بخش باید بری به کدوم صفحه. بعد تازه می‌بینی زیرمنوهای تو در تو هم درست کردن که انگار رفتی تو غار علی‌صدر و هرچی می‌ری ته نداره! لطفاً ساده باش. همه چیز رو در چند زیرمنو منطقی بچین. مثلاً خدمات، درباره ما، وبلاگ، تماس با ما. زیرمنوی خدمات می‌تونه شامل چندین گزینه باشه، اما با سرشاخه‌های شفاف. هدف اینه که بازدیدکننده تو سه حرکت بتونه به اون صفحه مورد نظرش برسه.

دکمه تماس با ما را کجا قرار دهیم؟

3.5. داستان قایم کردن شماره تماس

>یه بار سایت یه شرکت رو دیدم، انقدر شماره تلفنشون قایم بود، حس کردم دارن از دست طلبکارا فرار می‌کنن! خب اگه یه مشتری بالقوه دو دقیقه بیشتر بگرده و پیداش نکنه، ناامید می‌شه و می‌ره. یادت باشه، بعضی کاربرا عجول‌ان، دوست دارن زود زنگ بزنن. پس حتماً یه جای تابلو (مثلاً هدر یا فوتر) شماره تماس رو بذار. یا حداقل تو صفحه تماس با ما یه فونت بزرگ و واضح باشه، نه اینکه یه شماره ریز بنویسی اون ته ته صفحه با رنگ خاکستری رو پس‌زمینه خاکستری‌تر!

اشتباه چهارم: نسخه موبایلت انگار با کینه طراحی شده

4.1. موج موبایلی شدن وب

قدیما وب‌گردی فقط با کامپیوترهای دسکتاپ بود. اما الان همه‌جا موبایل دستمونه؛ تو تاکسی، تو صف نانوایی، تو مهمونی، حتی تو رختخواب! پس طبیعیه که اگه سایتت برای موبایل بهینه نباشه، قشر بزرگی از مخاطبات رو از دست بدی. این‌قدر موضوع مهمه که گوگل هم رسماً گفته سایت‌هایی که واکنش‌گرا (Responsive) نباشن، تو رتبه‌بندی نتایج جستجو عقب می‌مونن.

4.2. فاجعه طراحی غیراستاتیک

فاجعه یعنی اینکه بری یه سایت رو با موبایل باز کنی، ببینی همه متن‌ها از صفحه بیرون زده، عکس‌ها نصفه دیده می‌شن، دکمه‌ها زیر هم افتادن، فونت یا خیلی ریزه یا خیلی درشت، و در کل نمی‌تونی باهاش تعامل کنی. انگار که مسئول طراحی سایت اومده از روی لج و کینه، نسخه موبایل رو ساخته و گفته «بیا، هر کاری می‌خوای بکن!» خب این کاربر چه گناهی کرده؟ اون باید سرش بره، یا بتونه به‌راحتی سایت رو ببینه؟

4.3. اهمیت استانداردهای ریسپانسیو

ریسپانسیو بودن یعنی طراحی سایتت باید بر اساس عرض صفحه نمایش تغییر کنه. یه سری فریم‌ورک مثل Bootstrap یا Foundation هستن که کار رو راحت می‌کنن. توی وردپرس هم قالب‌های ریسپانسیو زیاده. اما مهم اینه که بعد از طراحی یا نصب قالب، حتماً سایت رو با دستگاه‌های مختلف تست کنی: یه گوشی اندرویدی، آیفون، تبلت، حتی صفحه‌های کوچیک (مثلاً گوشی‌های قدیمی) یا مرورگرهای مختلف. فقط نصب یه قالب ریسپانسیو کافی نیست؛ باید مطمئن شی که همه چی سر جاشه و بهم نریخته.

4.4. سرعت در نسخه موبایل

یه نکته مهم رو فراموش نکن: تو موبایل معمولاً سرعت اینترنت پایین‌تره یا دیتا گرون‌تره. پس اگه نسخه موبایل سایتت هم کلی عکس سنگین داشته باشه، کاربر بیچاره زود خارج می‌شه. بهتره سایز تصاویر تو نسخه موبایل کوچیک‌تر و فشرده‌تر باشه. یکسری تکنیک‌ها هم هست که می‌شه به صورت خودکار، برای دستگاه‌های کوچیک، رزولوشن پایین‌تری از عکس رو فرستاد. اینجوری هم تو پهنای باند صرفه‌جویی می‌شه، هم سرعت لود بالا می‌ره.

4.5. بخشی که همه رو اذیت می‌کنه: پاپ‌آپ‌های لجباز

حواست باشه بعضی سایت‌ها میان رو موبایل هم عین صفحه دسکتاپ، همون پاپ‌آپ گنده رو نشون می‌دن که نصف صفحه گوشی رو می‌پوشونه. کاربر می‌خواد ببنده، دکمه ضربدرش یا دیده نمی‌شه یا خیلی کوچیکه! به همین راحتی، اعصاب بازدیدکننده خورد می‌شه و می‌ره. پیشنهاد می‌کنم یا کلاً پاپ‌آپ‌ها رو حذف کنی یا از پاپ‌آپ‌های سازگار با موبایل استفاده کنی که براحتی بسته بشن.

4.6. راه‌حل‌های موبایلی

اشتباه پنجم: محتوات خشک‌تر از نون بیاته

5.1. چرا محتوا پادشاهه؟

تو دنیای وب یه شعار خیلی معروف هست: “Content is King”. هرچند یه ذره کلیشه شده، ولی واقعیتیه که محتوا حکم پادشاه رو داره. ممکنه یه سایت ظاهری خوشگل داشته باشه، ولی وقتی محتوای درونی ضعیفه، مثلاً توضیحات محصول یا خدمات آبکیه یا جملاتی که استفاده می‌کنه اینقدر رسمی و خسته‌کننده‌ست که حس می‌کنی تو جلسه دفاع از پایان‌نامه نشستی، اون سایت محکوم به شکست می‌شه. چون کاربر دنبال اطلاعات میاد و اون اطلاعات رو باید به شیوه جذاب ارائه بدی.

5.2. خودمونی بنویس، ولی نه خیلی کوچه‌بازاری

بعضیا می‌گن «گور بابای رسمیت، می‌خوام خیلی صمیمی بنویسم». بعد تا دهن باز می‌کنن، می‌بینی دارن از واژگان کوچه‌بازاری استفاده می‌کنن که کاربر خجالت می‌کشه ادامه بده! درستش اینه که نه خیلی ادبیاتت اداری و بخش‌نامه‌ای باشه، نه خیلی کوچه‌بازاری. یه لحنی پیدا کن بین این دو تا، که صمیمی باشه، قابل فهم باشه، مخاطب حس کنه یکی از جنس خودشه داره باهاش صحبت می‌کنه. اگه هدفت طنزه، از افراط پرهیز کن. موزون بنویس، کمی نمک بر کل محتوای وب بپاش، اما شورش رو درنیار!

5.3. روایت و داستان‌گویی

چرا داستان می‌گن جذابه؟ چون بشر ذاتاً عاشق قصه‌ست. تو هر حوزه‌ای باشی، می‌تونی با یه قصه کوتاه، مشتری رو جذب کنی. مثلاً اگه داری خدمات دیجیتال مارکتینگ می‌دی، می‌تونی تو محتوای صفحه اصلی، داستان یه کسب‌وکار ورشکسته رو تعریف کنی که با کمک شما نجات پیدا کرده. اینجوری کاربر درگیر ماجرا می‌شه و احتمال اینکه پاش وایسته بیشتره. فقط یادت باشه قصه رو الکی کش ندی. یه داستان واقعی یا حداقل باورپذیر باشه که حس اعتماد رو منتقل کنه.

5.4. لحن برندسازی

اگه سایتت برای یه برند خاص کار می‌کنه، سعی کن سبک و لحن نوشتنت با شخصیت اون برند همخوانی داشته باشه. فرض کن برند توی صنعت آرایشی ـ بهداشتیه و مخاطباش خانم‌های جوانن. پس حتماً از لحن شاداب، صمیمی و حتی یه ذره فانتزی استفاده کن. اما اگه یه سایت حسابداری یا مشاوره حقوقی داری، همونقدر که مقداری صمیمیت لازمه، باید کمی هم رسمی باشی که اعتبارت زیر سوال نره. خلاصه، لحن و محتوا باید با مخاطب هدف همخونی داشته باشه.

5.5. اطلاعات مفید بده

نکته مهمی که خیلیا فراموش می‌کنن اینه که محتوا نباید فقط حرف بزنه؛ باید برای کاربر «ارزش» ایجاد کنه. یه مثال بخوام بزنم: دیدی تو بعضی سایت‌ها مقالاتی با عنوان «10 روش عجیب برای افزایش فروش» منتشر می‌کنن؟ بعد وقتی مقاله رو می‌خونی هیچی توش نیست جز کلی شعار؟ خب کاربر چه استفاده‌ای برد؟ باید محتوایی تولید کنی که کاربر بخونه و یه چیزی یاد بگیره یا دست‌کم سرگرم بشه. هرچند یه کم قهوه همراه با شوخی هم بزنی توش خوبه!

 

5.6. چگونه محتوا را نو کنیم؟

جمع‌بندی کوتاه از 5 گاف نابودگر

5 اشتباه در طراحی وب سایت
  1. طراحی شلوغ و رنگ‌بندی زننده: این باعث می‌شه سایتت بشه مثل دفتر نقاشی بچه‌ها و هیچ جذابیتی برای مخاطب بزرگسال نداشته باشه.
  2. سرعت پایین: تا چشم به هم بزنی کاربر می‌پره بیرون. یادت باشه همیشه عکس‌ها رو فشرده کن، از هاست خوب استفاده کن و کد رو بهینه کن.
  3. فراخوانی به عمل ضعیف: کاربر نباید دنبال دکمه تماس بگرده. باید تو یک نگاه ببینه و جذب بشه.
  4. نبود نسخه موبایل یا نسخه موبایل پر از مشکل: دوره زمونه موبایل‌گردیه. اگه اینو دست‌کم بگیری، کلی مخاطب رو از دست می‌دی.
  5. محتوای خشک و بدون خلاقیت: حتی اگه سایتت از لحاظ گرافیکی خوشگل باشه، با محتوای سرد و بی‌روح موفق نمی‌شی. مخاطب دنبال حرف حساب و جذابه.

حالا بیایم همه رو در یک قاب بزرگ‌تر ببینیم

1. تجربه کاربری (UX)

طراحی گرافیکی، سرعت و دسترسی دکمه‌ها، همه زیرمجموعه UX هست. تجربه کاربری یعنی وقتی یه نفر وارد سایت می‌شه، چه حسی داره و چطوری می‌تونه با بخش‌های مختلف تعامل کنه. اگه تو هر کدوم از این بخش‌ها ضعف باشه، UX ضربه می‌خوره و یادت باشه، تجربه بد مشتری = فرار مشتری.

2. سئو و موتورهای جستجو

همه اینا به سئو (بهینه‌سازی برای موتورهای جستجو) هم ربط دارن. گوگل می‌بینه سرعت سایت پایینه، بوم می‌کشه پایین. می‌بینه نسخه موبایل نداری، بوم رتبه‌تو می‌ندازه عقب. می‌بینه محتوای تکراری یا بی‌کیفیت داری، بوم بازم می‌بره پایین. خلاصه همین اشتباهات ظاهراً ساده می‌تونه تو دیده شدن یا نشدنِ سایتت تاثیر مستقیم بذاره.

3. برندینگ و اعتمادسازی

یه سایت با طراحی مینیمال، سرعت بالا، محتوای قوی، دکمه‌های واضح و نسخه موبایل جذاب، نماد حرفه‌ای بودنه. مردم امروز خیلی زرنگ‌تر از قبل شدن، سریع می‌تونن بفهمن پشت صحنه یه سایت چه خبره. اگه حرفه‌ای نباشی، احتمالاً بهت اعتماد نمی‌کنن. اگه اعتماد نکنن، فروش و جذب مخاطب هم سخت می‌شه.

4. رقبا کمین کرده‌اند

باور کن رقبات بیکار نشستن، مخصوصاً اگه حوزه کاری‌ت رقابتی باشه. یه عالمه وب‌سایت حرفه‌ای هست که مو رو از ماست می‌کشن و هر روز دارن بهتر می‌شن. کاربر یا مشتری هم حق انتخاب داره و می‌ره سمت کسی که امکانات و تجربه بهتری بهش بده. پس فکر نکن اگه سایتت یه سری مشکلات داره، مردم صبر می‌کنن تا درستش کنی. از دستت در می‌رن و رفتنشون هم بعیده برگشتی داشته باشه.

به کمک احتیاج دارید؟ پینار وب اینجاست!

 پینار وب یه تیم حرفه‌ای داره که می‌تونه هر 5 تا مشکل بالا رو در حد استانداردهای جهانی برطرف کنه. از طراحی و گرافیک بگیر تا سرعت، بهینه‌سازی و تولید محتوا. حالا چرا پینار وب؟

چرا پینار وب؟

حرف آخر

ببین رفیق، ما توی تیم پینار وب نمی‌خوایم فقط غر بزنیم و بگیم «اَه، سایتت افتضاحه!». هدفمون اینه که بهت گوشزد کنیم با یه سری اصلاحات ساده، می‌تونی کسب‌و کارت رو از این رو به اون رو کنی. جدی می‌گم! همین که رنگ‌بندی رو درست کنی، سرعت رو ببری بالا، CTA رو تابلو کنی، نسخه موبایلت رو آدم کنی و یه عالمه محتوای باحال بریزی تو سایت، می‌تونی مشتری‌های آنلاینت رو چند برابر کنی.

اگه این کارها برات سخته یا نیاز به یه تیم باتجربه داری، خب چرا دست دست می‌کنی؟ پینار وب دقیقاً برای همینه که شکل گرفته. از مشاوره بگیر تا اجرا. در نهایت اون چیزی که مهمه، ساختن یه تصویر درست از کسب‌وکارت تو ذهن مردمه. یه تصویر شفاف و حرفه‌ای که وقتی کاربر اومد تو سایت، حس کنه «وای، چه جای راحت و باحالی! دوست دارم یه کم بیشتر بگردم و ببینم چه خبره.»

امیدوارم از این مقاله طولانی (و بامزه) خوشت اومده باشه و برای بهبود سایتت ازش استفاده کنی. یادت باشه که دنیا هر روز داره دیجیتالی‌تر می‌شه و کسایی موفقن که سریع‌تر خودشون رو وفق بدن. پس با یه عالمه ایده و انگیزه برو سراغ سایتت. اگه سوالی داری، زیر همین مطلب بنویس یا تماس بگیر. بچه‌های پینار وب حرفه‌ای پاسخ می‌دن!

آنچه در این مطلب میخوانید !

0

۱۴۰۳/۱۲

سفارش وارد کردن محتوا به سایت، و تولید محتوای وب‌سایت را به پینار وب بسپارید. ما با دقت بالا و سئوی تخصصی، کیفیت و پشتیبانی کامل را تضمین می‌کنیم.

0

۱۴۰۳/۱۲

با محتوای ویدیویی حرفه‌ای، برند خود را به‌طور خلاقانه به مخاطبان معرفی کنید. از فیلم‌برداری و تدوین تا بازاریابی ویدئویی.

0

۱۴۰۲/۷

خدمات جامع تولید محتوا شامل سئو، طراحی گرافیک، ویدیو و مدیریت شبکه‌های اجتماعی با تمرکز بر بهبود رتبه سایت.

0

۱۴۰۲/۷

خدمات حرفه‌ای سئو و بهینه‌سازی سایت در پینار وب: بهبود رتبه گوگل، افزایش ترافیک ارگانیک و جذب مشتریان جدید.

0

۱۴۰۲/۷

خدمات بهینه‌سازی سرعت سایت پینار وب: افزایش سرعت، بهبود رتبه گوگل، کاهش هزینه‌ها و رضایت کاربران.

0

۱۴۰۲/۷

تبلیغات گوگل، شبکه‌های اجتماعی، بنری، ایمیلی و موبایلی با استراتژی‌های هدفمند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *