مقدمه: چرا این اشتباهات مرگبارن؟
احتمالاً پیش خودت میگی «بابا یه سری نکته طراحی وب دیگه! مگه چقدر مهمن؟» اما بذار همین اول کار روشنت کنم: تو دنیای امروز، وبسایت مثل ویترین مغازهست. اصلاً بیا یه مثالی بزنیم؛ فرض کن از یه پاساژ بزرگ رد میشی. کلی مغازه لوکس دوروبرت هست که با یه دکوری شیک ازت دلبری میکنن. بعد میرسی به یه مغازه که کرکرهش کجه، رنگ در و دیوار ریخته، نورش کم و تابلوی سردر هم با ماژیک نوشته شده! به نظرت وارد اون مغازه میشی؟ قطعاً نه. حالا داستان وبسایت هم همینه. اگه سایتت داغون باشه، کاربرها یا مشتریها ترجیح میدن برن سراغ یه سایت شیک و تر و تمیز که براشون ارزش قائل شده. همینه که میگم این اشتباهات و ریزهکاریهای طراحی، میتونه واقعاً سرنوشت یه کسبوکار رو رقم بزنه.
از طرفی، وبسایت فقط یه صفحه ساده نیست. ترکیبی از طراحی گرافیک، تجربه کاربری، محتوا، سرعت، امنیت، سازگاری با موبایل و کلی چیز دیگهست. وقتی صحبت از «اشتباهات رایج» میکنیم، دقیقاً یعنی اون نقاط تاریک و سیاهچالههایی که هرکسی ممکنه توش گیر بیفته و تا بیاد بفهمه چه بلایی سر کسبوکارش اومده، دیگه کار از کار گذشته باشه. با من گورگی همراه باش که میخوام برات دستهبندی کنم، راهکار بدم و البته حسابی هم بخندونمت.
اشتباه اول : سایتت شبیه نقاشی بچت رو یخچاله
1.1. چرا ظاهر سایت اینقدر مهمه؟
از قدیم گفتن «عشق در نگاه اول شکل میگیره»، توی وبسایت هم دقیقاً همینه. یه بازدیدکننده (یا حالا مشتری بالقوه) توی همون چند ثانیه اول تصمیم میگیره که تو رو دوست داشته باشه یا نه. اصلاً میشینه و شروع میکنه به تصور اینکه پشت این سایت چه آدمایی هستن؟ سایتت خیلی شلوغپلوغه؟ پس حتماً این تیم، یه مشت آدم گیج و آشفتهان که هیچ برنامهای ندارن! رنگبندیش داغونه؟ احتمالاً سلیقه بصری و حرفهای چندانی وجود نداره! فونتها شبیه روزنامههای دهه 50ه؟ شاید داری از ابزارهای قدیمی یا روشهای ازمدافتاده استفاده میکنی!

پس همونطور که نمیخوای وقتی مهمون میاد خونت، کفش و لباس و خوراکیها وسط پذیرایی پخش باشن، نباید بذاری یه بازدیدکننده با یه هیر و ویر عجیبی مواجه بشه. سایت مرتب و قشنگ چشم کاربر رو نوازش میده و نشون میده که یه تیم حرفهای پشته کاره. این یعنی اعتماد، و اعتماد هم یعنی پول، فروش، معروفیت یا هرچی که دنبالش باشی.
1.2. رنگبندی شلمشوربا و تاثیرش
1.3. فونت و تایپوگرافی: از دهه 80 تا امروز
یه خاطره بامزه بگم. یه بار رفته بودم سایت یه شرکت مهندسی. فونتش تیتر با سایز 14 بود، رنگش نارنجی فسفری و بین خطوط هم چسبیده به هم. انگار یه منشی کلافه، ساعت 4 صبح پشت سیستم در نور کم، این سایت رو طراحی کرده بود! خوندن یه خطش جگر میخواست. بعد جالب اینجا بود که جای اینکه از فاصله مناسب بین خطوط استفاده کنه، یه متن یکتیکه بود که وقتی میخوندی انگار داری سرود ملی رو با سرعت 2 برابر گوش میکنی!
1.4. تصاویر: باکیفیت یا بیکیفیت؟
1.5. مینیمالگرایی در طراحی
1.6. چطوری حلش کنیم؟
- رنگبندی هوشمندانه: دو تا سه رنگ اصلی و ترجیحاً خنثی رو در کنار هم بذار. از ترکیبای عجیب مثل بنفش جیغ + زرد جیغ + صورتی جیغ پرهیز کن!
- فونت خوانا: فونت مناسب بخر یا از فونتهای استاندارد رایگان استفاده کن. سایز استاندارد رو رعایت کن.
- تصاویر باکیفیت: موقع بارگذاری، عکسها رو با فرمت و اندازه مناسب منتشر کن. از سایتهای رایگان عکس باکیفیت مثل Unsplash (برای تصاویر خارجی) و منابع داخلی استفاده کن.
- طراحی مینیمال: اصل KISS رو فراموش نکن: Keep It Simple, Stupid! هر چی سادهتر، شیکتر و کاربردیتر.
اشتباه دوم: سرعت لود سایتت از حلزون سبقت گرفته، ولی برعکس!

2.1. چرا سرعت مهمه؟
وقت طلاست، مخصوصاً واسه یه کاربر اینترنت. طبق تحقیقات، اگه یه صفحه وب بیشتر از 3 ثانیه طول بکشه تا باز بشه، نرخ پرش (Bounce Rate) وحشتناک بالا میره. همون سه ثانیه طلایی رو از دست بدی، رقیبت با دست فرمون 180 تا وارد میشه و مشتری رو میقاپه. میدونی کاربر چی میگه؟ «عجب سایتیه، هنوز لود نشد؟ من رفتم!» و با یه کلیک سایت رو میبنده. تازه، سرعت لود پایین نهتنها برای تجربه کاربری مضره، بلکه تو سئو هم بهت ضرر میزنه. گوگل دیگه نمیاد سایتی که کند باشه رو به صدر نتایج برسونه!
2.2. عوامل کند شدن سایت
- عکسهای حجیم و بدون فشردهسازی: وقتی یه عکس 5 مگابایتی از طبیعت زیبای شمال میذاری روی صفحه اصلی، انتظار داری کاربر روی دیالآپ 128 کیلوبیت بتونه سایتت رو درست ببینه؟ شاید فکر کنی مگه کسی الان دیالآپ داره؟ اما فراموش نکن سرعت اینترنت همهجا یکسان نیست، و حتی با اینترنتهای پرسرعت هم بیشتر مردم حوصله صبر ندارن.
- سرور و هاست ضعیف: یه هاست ارزون قیمت از یه شرکت ناشناخته بخری، انتظار داری سرعت نور بهت بده؟ قطعاً نه. اونا هم سرورهای شلوغی دارن که از هر پنج نفر، چهار نفر شاکیان!
- کدنویسی غیربهینه: اگه کدهای HTML، CSS یا جاوااسکریپتت شلوغ باشن یا بهینه نشده باشن، فایلهای سنگین و درخواستهای (Requests) زیادی به سرور فرستاده میشه و سرعتت میاد پایین.
- استفاده از افزونههای اضافی: بعضی وردپرسیها 70 تا پلاگین نصب میکنن که شاید 10 تاشم فعال نباشه، بقیهاشم فقط دارن سیستم رو خسته میکنن.
2.3. تجربه واقعی از سایت کند
یه چیز که خودم تجربه اش کردم. یه روز خواستم از یه فروشگاه اینترنتی کفش بخرم. صفحه اصلیش باز شد و عکسهای جینگولی کفشاشون منو جذب کرد. گفتم برم یه سرکی بکشم. در حالی که میرفتم بخش دستهبندی کفشها، 8 ثانیه طول کشید تا لود شه. گفتم شاید عکسها بالاست. رفتم بخش بعدی، 10 ثانیه. هی میرفتم، هی معطل میشدم. آخرش خسته شدم، رفتم تو گوگل یه فروشگاه دیگه پیدا کردم و سفارش دادم. اون فروشگاه اول اگه روزی چند تا اینجوری از دست بده، خب دیگه چطور میخواد ادامه بده؟ انصافاً سرعت سایت، خط قرمزه.
2.4. چطور حلش کنیم؟
- فشردهسازی تصاویر: از ابزارهایی مثل TinyPNG یا سایتهای دیگه استفاده کن. میتونی با کیفیت 70 یا حتی 60 درصد JPG یا PNG رو خروجی بگیری که تفاوت زیادی هم با تصویر اصلی برا چشم غیرمسلح نداره.
- خرید هاست معتبر: لطفاً خسیسبازی درنیار. اگه هاست خوب بگیری، بازدیدکننده موقع لود سایتت کچل نمیشه.
- بهینهسازی کدنویسی: اگه خودت دانش فنی داری، کد رو جمعوجور کن و درخواستهای HTTP رو کاهش بده. اگه نه، بده یه متخصص برات این کارو بکنه.
- کشینگ (Caching): اسیستم کش سایت رو فعال کن. بعضی افزونههای خوب مثل W3 Total Cache (تو وردپرس) و سیستمهای مشابه میتونن کمکت کنن.
اشتباه سوم: پیدا کردن دکمه "تماس با ما" مثل پیدا کردن سوزن تو انبار کاهه

3.1. اهمیت فراخوانی به عمل (CTA)
3.2. مکانیابی دکمههای مهم
3.3. رنگ و اندازه CTA
اگه تا حالا دیده باشی، توی سایتهای حرفهای این دکمهها رو با یه رنگ مخالف پسزمینه یا مکمل رنگ اصلی سایت نشون میدن. مثلاً اگه تم اصلی سایتت آبی روشنه، CTA رو میشه نارنجی یا زرد گذاشت تا سریع تو چشم بیاد. اندازه متن هم معمولاً یکم بزرگتر از متنهای دیگهست که متمایز بشه. خلاصه نباید اینقدر محو باشه که پیدا نشه، و نه اونقدر گنده باشه که انگار یه تابلو تبلیغاتی 20 متری زدی وسط بزرگراه!
3.4. منوهای ساده و در دسترس
سایت بعضیا رو که باز میکنی، اصلاً متوجه نمیشی منوی اصلی کجاست و از کدوم بخش باید بری به کدوم صفحه. بعد تازه میبینی زیرمنوهای تو در تو هم درست کردن که انگار رفتی تو غار علیصدر و هرچی میری ته نداره! لطفاً ساده باش. همه چیز رو در چند زیرمنو منطقی بچین. مثلاً خدمات، درباره ما، وبلاگ، تماس با ما. زیرمنوی خدمات میتونه شامل چندین گزینه باشه، اما با سرشاخههای شفاف. هدف اینه که بازدیدکننده تو سه حرکت بتونه به اون صفحه مورد نظرش برسه.

3.5. داستان قایم کردن شماره تماس
>یه بار سایت یه شرکت رو دیدم، انقدر شماره تلفنشون قایم بود، حس کردم دارن از دست طلبکارا فرار میکنن! خب اگه یه مشتری بالقوه دو دقیقه بیشتر بگرده و پیداش نکنه، ناامید میشه و میره. یادت باشه، بعضی کاربرا عجولان، دوست دارن زود زنگ بزنن. پس حتماً یه جای تابلو (مثلاً هدر یا فوتر) شماره تماس رو بذار. یا حداقل تو صفحه تماس با ما یه فونت بزرگ و واضح باشه، نه اینکه یه شماره ریز بنویسی اون ته ته صفحه با رنگ خاکستری رو پسزمینه خاکستریتر!
- CTA مشخص: برای هر هدفی که تو سایت داری، یه دکمه گوگولی و جذاب طراحی کن که کاربر رو تشویق کنه.
- منوی روان: ساختار درختی منو رو برنامهریزی کن. بذار تا حد ممکن دیداری و خوشدست باشه.
- جایگذاری درست: دکمههای تماس، «همین الان بخرید»، «فرم ارسال درخواست» و ... رو جایی بذار که یه ثانیه چشم کاربر روش قفل بشه.
- عدم اغراق:لازم نیست 20 تا دکمه CTA تو یه صفحه بذاری، کاربر سردرگم میشه. یکی دو تاCTA حرفهای بهتر از کلی دکمه درهم و برهمه..
اشتباه چهارم: نسخه موبایلت انگار با کینه طراحی شده
4.1. موج موبایلی شدن وب
4.2. فاجعه طراحی غیراستاتیک
4.3. اهمیت استانداردهای ریسپانسیو
4.4. سرعت در نسخه موبایل
4.5. بخشی که همه رو اذیت میکنه: پاپآپهای لجباز
4.6. راهحلهای موبایلی
- قالب یا فریمورک ریسپانسیو: استفاده از Bootstrap یا قالبهای بهینهشده.
- تست دستگاههای مختلف: حتماً حداقل تو چند موبایل و تبلت معروف تست کن. نباید فکر کنی یه بار تست تو مرورگر دسکتاپ کافیه.
- تصاویر سبک: برای موبایل، عکسها رو با اندازه و حجم کمتر ارائه کن.
- عدم استفاده از عناصر فلش: فلش که کلاً از مد افتاده. اما اگه هنوز از جاوا اپلتها یا فناوریهای قدیمی استفاده میکنی، سریع به یه روش مدرن سوئیچ کن.
- دکمهها و منوهای درشت: اگه قراره کاربر کلیک کنه، دکمه نباید اونقدر کوچیک باشه که انگشتش سه تا لینک رو با هم انتخاب کنه!
اشتباه پنجم: محتوات خشکتر از نون بیاته
5.1. چرا محتوا پادشاهه؟
5.2. خودمونی بنویس، ولی نه خیلی کوچهبازاری
5.3. روایت و داستانگویی
5.4. لحن برندسازی
5.5. اطلاعات مفید بده
نکته مهمی که خیلیا فراموش میکنن اینه که محتوا نباید فقط حرف بزنه؛ باید برای کاربر «ارزش» ایجاد کنه. یه مثال بخوام بزنم: دیدی تو بعضی سایتها مقالاتی با عنوان «10 روش عجیب برای افزایش فروش» منتشر میکنن؟ بعد وقتی مقاله رو میخونی هیچی توش نیست جز کلی شعار؟ خب کاربر چه استفادهای برد؟ باید محتوایی تولید کنی که کاربر بخونه و یه چیزی یاد بگیره یا دستکم سرگرم بشه. هرچند یه کم قهوه همراه با شوخی هم بزنی توش خوبه!
5.6. چگونه محتوا را نو کنیم؟
- شناخت مخاطب: اول بدون برای کی مینویسی. یه کسبوکار سنتی؟ یه گروه دانشجو؟ یه تیم حرفهای؟ لحن رو براساس سن و سلیقه مخاطب تنظیم کن.
- استفاده از مثالهای واقعی: حرفای کلیشهای رو رها کن. مثال بیار، از پروژههای واقعی بگو.
- ویرایش و تصحیح: هر محتوایی حتی اگه عالی هم باشه، نیاز به ویرایش و بازخوانی داره. غلط املایی یا جملهبندی بد، اعتماد مخاطب رو کم میکنه.
- تنوع در فرم محتوا: از عکس، ویدیو، اینفوگرافیک و صوت هم استفاده کن. متن خشک و خالی اگه طولانی باشه، ممکنه خستهکننده بشه.
جمعبندی کوتاه از 5 گاف نابودگر

- طراحی شلوغ و رنگبندی زننده: این باعث میشه سایتت بشه مثل دفتر نقاشی بچهها و هیچ جذابیتی برای مخاطب بزرگسال نداشته باشه.
- سرعت پایین: تا چشم به هم بزنی کاربر میپره بیرون. یادت باشه همیشه عکسها رو فشرده کن، از هاست خوب استفاده کن و کد رو بهینه کن.
- فراخوانی به عمل ضعیف: کاربر نباید دنبال دکمه تماس بگرده. باید تو یک نگاه ببینه و جذب بشه.
- نبود نسخه موبایل یا نسخه موبایل پر از مشکل: دوره زمونه موبایلگردیه. اگه اینو دستکم بگیری، کلی مخاطب رو از دست میدی.
- محتوای خشک و بدون خلاقیت: حتی اگه سایتت از لحاظ گرافیکی خوشگل باشه، با محتوای سرد و بیروح موفق نمیشی. مخاطب دنبال حرف حساب و جذابه.
حالا بیایم همه رو در یک قاب بزرگتر ببینیم
1. تجربه کاربری (UX)
2. سئو و موتورهای جستجو
3. برندینگ و اعتمادسازی
4. رقبا کمین کردهاند
باور کن رقبات بیکار نشستن، مخصوصاً اگه حوزه کاریت رقابتی باشه. یه عالمه وبسایت حرفهای هست که مو رو از ماست میکشن و هر روز دارن بهتر میشن. کاربر یا مشتری هم حق انتخاب داره و میره سمت کسی که امکانات و تجربه بهتری بهش بده. پس فکر نکن اگه سایتت یه سری مشکلات داره، مردم صبر میکنن تا درستش کنی. از دستت در میرن و رفتنشون هم بعیده برگشتی داشته باشه.
به کمک احتیاج دارید؟ پینار وب اینجاست!
پینار وب یه تیم حرفهای داره که میتونه هر 5 تا مشکل بالا رو در حد استانداردهای جهانی برطرف کنه. از طراحی و گرافیک بگیر تا سرعت، بهینهسازی و تولید محتوا. حالا چرا پینار وب؟
چرا پینار وب؟
- تجربه بالا: وقتی یه تیم چندین ساله تو حوزه دیجیتال مارکتینگ فعال باشه، دیگه میدونه از کجا باید بره و کجاها رو نباید دست بزنه.
- خلاقیت: یه چیز خاص تو DNA پینار وب هست به اسم خلاقیت. نمیذارن سایتت تکراری باشه و همیشه یه امضای منحصربهفرد روش میزنن.
- تعامل با مشتری: برعکس بعضی شرکتا که بعد از تحویل پروژه گم میشن، پینار وب همیشه در دسترسه. اگه ایرادی، سوالی، هرچی باشه، پاسخگو هستن.
- استراتژی محتوا: اگه از کمبود ایده برای محتوا رنج میبری، اونا برات ایده میدن، محتوای جذاب تولید میکنن و میتونی ببینی چقدر فرق میکنه با قبل.
حرف آخر
ببین رفیق، ما توی تیم پینار وب نمیخوایم فقط غر بزنیم و بگیم «اَه، سایتت افتضاحه!». هدفمون اینه که بهت گوشزد کنیم با یه سری اصلاحات ساده، میتونی کسبو کارت رو از این رو به اون رو کنی. جدی میگم! همین که رنگبندی رو درست کنی، سرعت رو ببری بالا، CTA رو تابلو کنی، نسخه موبایلت رو آدم کنی و یه عالمه محتوای باحال بریزی تو سایت، میتونی مشتریهای آنلاینت رو چند برابر کنی.
اگه این کارها برات سخته یا نیاز به یه تیم باتجربه داری، خب چرا دست دست میکنی؟ پینار وب دقیقاً برای همینه که شکل گرفته. از مشاوره بگیر تا اجرا. در نهایت اون چیزی که مهمه، ساختن یه تصویر درست از کسبوکارت تو ذهن مردمه. یه تصویر شفاف و حرفهای که وقتی کاربر اومد تو سایت، حس کنه «وای، چه جای راحت و باحالی! دوست دارم یه کم بیشتر بگردم و ببینم چه خبره.»
امیدوارم از این مقاله طولانی (و بامزه) خوشت اومده باشه و برای بهبود سایتت ازش استفاده کنی. یادت باشه که دنیا هر روز داره دیجیتالیتر میشه و کسایی موفقن که سریعتر خودشون رو وفق بدن. پس با یه عالمه ایده و انگیزه برو سراغ سایتت. اگه سوالی داری، زیر همین مطلب بنویس یا تماس بگیر. بچههای پینار وب حرفهای پاسخ میدن!